به نام متعال هستی بخش
" أین الرجبیّّون؟ أین الرجبیّون؟...کجایند اهل ماه رجب؟ "
این ندای منادی سحرگاهان ماه رجب است که اهل ایمان را به اهل ماه خدا شدن فرا میخواند.
چه سرّی در این ماه نهفته است؟ و چگونه می توان اهلیّت این ماه را بدست آورد؟
اندک زمانی دیگر وارد ماهی میشوم که پیامبر اعظم "صلی الله علیه وآله" آنرا ماه خدا شمرد، ماهی که ماه استغفار امت اوست، ماهی که روزه ی یکروز آن خوشنودی ذات الهی و دوری از آتش را بدنبال دارد، ماهی که رحمت الهی بسیار و مهربانی وغفرانش سرشار است.
چه عظمتی دارد این "شهرالله" که میلاد سه ولی خدا " سلام الله علیهم" در آن واقع شده و رسول گرامی" صلی الله و علیه و آله " در آخرین روزهای آن به رسالت برگزیده شده است؟ چه اسرار و رموزی برای اهل سلوک منکشف ساخته که برای وصال این ماه بیقرارند و لحظه لحظه ی آنرا غنیمت می شمارند؟ چگونه با این ماه پله پله صعود میکنند و آماده میشوند برای ضیافت ماه مبارک؟...چه خوب مرکبی است این ماه نورانی برای رسیدن به قرب !...
برای هر روز و شب این ماه ، مخصوصا شب اول و نیمه و بیست وهفتم، اعمال و مناجات و دعاهای ویژه ای است که خبر از اهمیت و تاثیرات ساعات و لحظات این ماه در حقیقت سیر و کمال انسان دارد.
خدایا ! من هیچ آماده نکرده ام و هرگز با قدمهای لیاقت خویش پای در گذرگاه نسیم لطف و کرامتت ننهاده ام . اگر مرا به خویشتن واگذاری ، ماهها و روزها و شبها - تا چه رسد به لحظه ها ! - می آیند و می روند ومن همچنان در تاریکی خویش درجا میزنم که البته کم از سقوط ندارد!!
مهربانا ! تو می بینی عقده ای به سنگینی گناه بر گلویم فشار می آورد و دردی به وسعت تمام جنایتها و ظلمهایی که به واسطه دوری از تو بر خود روا داشته ام، بر سینه ام چنگ می زند . خدای من! تو میدانی این حسرت عمر بر باد رفته و دست خالیِ از زاد وتوشه است که موج اشک را بر ساحل چشمانم می کوبد .
معبود من ! جز تو ندارم و فیض مدام و رحمت بی منتهای توست که ناامیدی را از من ربوده است. پس به حق مبعوث و مولودین این ماه و به یمن وجود ولی حاضر و ناظرت" سلام الله علیه" ، ظرفیتی عنایت نما و مرا با معرفت و حضور قلب وارد این ماه کن ، اهل این ماه گردان، از برکات آن بهره مند ساز و پاک وآمرزیده از آن خارج فرما.."أستغفرالله وأسئلُه التوبه ".
بزرگی می فرمود وقتی لباسم قدیمی ست ، خادم من است و هر گاه لباس نو بر تن میکنم
بر عکس میشود و من خدمتگزار اویم .
رسول اکرم "صلی الله علیه و آله" این دعا را زیاد تکرار میفرمودند : " اللهم ارنی الاشیاء
کما هی " یعنی " خدایا ! حقایق امور را همانگونه که هست به من نشان بده ".
طبق بیان نورانی امیرالمومنین " سلام الله علیه " کسی که در فرودهای مسیر زندگی ، جزع
و بی تابی ننماید و در فرازهای آن سرخوش و ذوق زده نشود یعنی نه به داراییها دل ببندد و
نه از نادارایی دلتنگ گردد ، خدای متعال علم و هدایت خاص خویش را نصیب او می سازد و
حکمت را درسینه او جای داده ، بر زبانش جاری می گرداند.
خدا کند چشم دلمان بر روی حقایق باز شود تا جور دیگر ببینیم و بدانیم !.....
انسانهایی هستند که درستی یا نادرستی همه چیز را در خود می جویند ، اگر مطالب با
معیارها و نمونه ها یی که در ذهن دارند مطابقت کرد آن را صحیح ، وگرنه غلط و بی اساس
می پندارند . این شیوه ی " قیاس به نفس " یکی از آفات شناخت ومانع معرفت صحیح
میباشد.
قیاس به نفس کردن یعنی اینکه انسان خودش و آنچه را که در اندیشه و دل خویش دارد
به صورت یک نمونه تصور کند وسپس همه چیز را با آن بسنجد . آنگاه هر چیزی را که
با نمونه او منطبق و سازگار بود ، مقبول ومطلوب بداند وهرچه را که با آن برابری نداشت ،
نادرست و مردود بشمارد .
این حالت یک نقیصه ی فکری و نوعی بیماری روانی است که وقتی کسی گرفتارآن باشد ،
چه آگاهانه وچه ناخودآگاه ، خود را مرکز ثقل همه ی امور و مسائل میپندارد وهر چیزی را با
آنچه می اندیشد و قبول دارد به مقایسه میگیرد . او بر این باور است که آنچه خود می اندیشد
عالیترین اندیشه ها ، وآنچه خود قبول دارد مقبولترین چیزها وآنچه او بدان معتقد است
بی چون و چراترین اعتقادات است . لذا همان علم اندک یا جهل خود را معیار و مقیاس
قرار می دهد .
چنین شخصی از جهات گوناگون و ابعاد مختلف به فساد و تباهی کشیده میشود ؛ از یک سو
به دنبال تحقیق و جستجوی حقیقت نخواهد رفت و از سویی دیگر با حقیقت طلبان و رهروان
راستی نیز به مقابله برمیخیزد و گاه نتایج زحمات آنها را مصادره نموده ، آنرا منظور و
مقصود خویش معرفی میکند.
خطرناکترین مسیر در این زمینه تفسیر و تاویل آیات کریمه ، و تحریف و قلب جملات
شریف ائمه معصومین علیهم السلام است که سخن در این مساله بحثی جداگانه می طلبد.
گفتنی است این افراد به مصداق " هر که نقش خویشتن بیند در آب " در ارزشیابی مسائل
اخلاقی هم به همین شیوه عمل میکنند و بر اساس قیاس نتیجه میگیرند که: چون من اهل
دروغم پس همه دروغ گویند ، چون من اهل خیانتم پس همه اهل خیانت اند ، چون من
دوستدارفلان چیز یا فلان کس هستم پس همه اینگونه اند.
بالاخره اینکه گرفتار آفت "قیاس به نفس" در محاصره ی کم و کاستیهای خود ، نمی تواند
مسیر صحیح و بالطبع مقصد متعالی سعادت خویش را بیابد .
خاضعانه سر بر آستان ملک پاسبان ولیّ خدا "سلام الله علیه" بیاساییم و زدودن این
مانع کمال و حق طلبی را از گستره ی قلب و ذهن خویش ، طلب نماییم..................
به نام متعال هستی بخش
بهار آرامش عجیبی دارد ، واین آرامش را تسری می دهد به اطراف خود .
راز آرامش ، در سادگی است ، در خویشتنداری و در دل نبستن و به پذیرش
گذرا بودن هر چیزی که متعلق به این دنیاست . بهار جلوه کیفیت زندگی است ،
همان کیفیتی که در خود آرامشی برخواسته از سادگی ، بی پیرایگی و گذشت را
داراست . ذات آرام بخش بهار، وجدان پاک،صفای درون و مناعت طبع آن است .
بهار اگر آرام است از اینست که ندای دل خویش را شکوفا ساخته و از هر آنچه
داشته به دیگران بخشیده .
آرامش خواهیم داشت اگر بهاری باشیم...........
نوبهاراست درآن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد بازو تو در گِل باشی
من نگویم که کنون با که نشین وچه بنوش که توخود دانی اگرزیرک وعاقل باشی
.
.
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
به نام متعال هستی بخش
یکی از آفات و موانع بزرگ شناخت و رسیدن به معرفت صحیح ، روحیه ی "منفی بافی"
است .این خصلت هر گاه در فکر و اندیشه و بینش و دیدگاه رهرو طریق معرفت ، رخنه نماید ،
مانع از دستیابی او به شناخت اصیل و صحیح میشود.
این روحیه که به خصلتهای نهانی و بنیادهای فکر و اندیشه و ساختمان تفکر و ضمیر
پنهان شخص مربوط میشود ، دیدگاه وی را یکسره منفی می سازد به گونه ای که اساساً
روی مثبت قضایا را نمی بیند.ساختمان فکری او از همان آغاز ، دربرخورد با مسائل و
امورگوناگون ، تنها جهات و جنبه های منفی را می نگرد. در منجلاب منفی بینی و
منفی بافی خود آنچنان اسیر وگرفتار مانده که قدرت بینایی و بصیرت لازم برای دیدن
روی مثبت مسائل و عمق و کنه حقایق را ندارد.
این افراد در کنار هر حقیقتی جستجو می کنند تا شاید جنبه ای منفی بیابند وبا انگشت
گذاردن بر آن ، از ارزش جنبه های مثبت بکاهند یا آن را محو نمایند.
امیرالمومنین سلام الله علیه درباره برخی از دوستان نادانشان میفرمایند :
" لا تعرفون الحق کمعرفتکم الباطل و لاتبطلون الباطل کإبطالکم الحق "
" به اندازه ای که باطل را میشناسید، به حق معرفت ندارید وباطل را از بین نمی برید بدان گونه که حق را پایمال می سازید"
آنگاه که به جای حقیقت ، معکوس آن نشیند و منفی آن در برابر چشمان تجسم یابد ، دیگر
راهی برای نیل به صراط مستقیم و مسیرروشن هدایت نخواهد بود ، چنانکه سعدی بیان
داشته:
کسی به دیده ی انکار ، اگر نگاه کند نشان صورت یوسف دهد به نا خوبی
خوشا آنان که با استعانت از ذات باریتعالی و در پناه ولی او ، در مراقبت از نفس
خویش می کوشند وقلب و فکر و اندیشه خویش را از کجرویها و لغزشها مصون
نگه می دارند .